دیدگاه آزاد
بحران‌های مرزی کردستان عراق 31/4/1390
بیشتر

  دیدگاه آزاد
اعدام برای ۶ عضو گروه سلفی ها 31/4/1390
بیشتر

  دیدگاه آزاد
از مدنیت سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بیاموزیم 16/4/1390
پایگاه اطلاع رسانی انسانیت: آنچه که در پی می آید نوشته ارسالی وحید اصغری یکی از زندانیان بند 350زندان اوین است، نامبرده فعال سایبری است و بیش از سه سال است بصورت بلاتکلیف در زندان بسر می برد. انتشار نوشته ارسالی ایشان در بخش مجله حقوق بشر انسانیت الزاماً به معنی تایید نظر و دیدگاه ایشان از سوی این پایگاه نیست.
بیشتر

  دیدگاه آزاد
سقوط تا قعرانسانیت 5/4/1390
فرامین اعدام را مثل گیلاس برزبانش چرخ میدهد... ماندلشتام

درجهان مدرن به واسطه ی ظهوربسیاری از فلسفه ها و ایدیولوژی های اجتماعی و سیاسی شاهد شکل گیری نحله های فکری وشکل هایی از دیکتاتوری و فاشیسم بوده ایم که همواره خطری جهت انسانیت و ارزش های والای انسانی بوده اند.در دنیای امروز که دموکراسی و آزادی به عنوان ارزش هایی جهانشمول و والا محترم و گرامی داشته می شوند،هستند گروه ها،سازمان ها و حکومت هایی که آشکارا ندای مبارزه با این ارزش های والا سر میدهند و بدون هیچ ابایی آن را نکوهش می کنند و مذموم می پندارند و خود را حقیقت و ارزش های مطلق می نامند.از خود به وجدان جمعی جامعه و چراغ هدایت تعبیر می کنندو هرگونه انحرافی از الگوی از پیش تعریف شده آنان،دشمنی با|آزادی ونسانیت قلمداد می شود و بسیارسهل و آسان حکم طرد و محارب برپیشانی افراد می زنند.مصداق بارز این اندیشه پژاک است؛سازمانی که خود را مدافع تمامی خلق های ستمدیده و تحت استثمارو به ویژه خلق کرد می داند. این سازمان به نام کرامت انسانی،ارزش های انسانی،وحقوق بشر تعبیری تک بعدی و راست کیشانه ازحقیقت به طور عام و مساله کرد به طور خاص ارایه می دهد و هرگونه اریبی از این خوانش و تعبیر مصداق بارزخیانت به آرمان های بشری و خلق کرد است و عاملان این گناه نابخشودنی باید تنبیه و مجازات شوندتا حقیقت،آزادی وانسانیت لکه دار نشود.اين سازمان در تازه ترين و نابخردانه ترين سناريوي خود از دريچه ذهني متوهم و فرافكن اقدام به برچسب زدن به بسياري از فعالين جامعه مدني كردستان نموده است و آنان را به دليل نقد سياست هاي غير منطقي و نابخردانه شان‏‏‏‏‏‎‎ٌُ‏ خاين به آرمان هاي ملت كرد خوانده است.اين ذهن روان پريش بسياري از نيروها‏‏‏‏‏‏‏‏‏،جريان ها،احزاب و فعالين مدني كه طيفي گسترده را از لحاظ فكري و عقيدتي شكل مي دهند به اقدام عليه پژاك و تخريب وجهه اجتماعي،سياسي و فرهنگي پژاك متهم نموده است و نهادي خيالي را تحت عنوان كميته ضد جنگ پژاك ساخته است كه توسط اين جريان ها و احزاب هدايت و سازماندهي مي شود.در اقدامي ديگر به نهادهاي مدني،اشخاص وفعاين مدني به صورت مستقيم هجوم برده اند و آنان را خاين و وطن فروش معرفي كرده اند.اما تاب جوابيه اين نهادها وسازمان ها را نداشته اند و در اقدامي بي شرمانه و مذبوحانه چهره هايي همچون اجلال قوامي،آزاد نمكي و مختارزارعي را به اقدام انقلابي و ترور تهديد نموده اند و اين نشان دهنده ميزان تساهل و تسامح حزبي است كه نويد دهنده آزادي و انسانيت براي ملت كرد است.آري ديپلوماسي پژاك تهديد و ترور است زيرا غير از اين چيزي ديگر براي ارايه ندارند.امروزه امواج دموكراسي خواهي وآزادي طلبي همه جاي دنيا و بالاخص خاورميانه را در نورديده است اما گويا پژاك ورهبرانش در خواب خوش غفلت فرو رفته اند و نمي دانند ديگر تماميت خواهي و ديكتاتوري در هيچ كجاي دنيا محلي از اعراب ندارد.نمي دانند ديپلوماسي ترور و گلوله و تسويه حساب هاي درون گروهي به سر رسيده است وامروزه افكار عمومي جهانيان و نهادهاي حقوق بشري سراسر دنياست كه جهت گيري ها،اقدامات و انديشه هاي آنان را زير ذره بين قرار داده است.
بیشتر

  دیدگاه آزاد
کاوه قاسمی کرمانشاهی تکذیب کرد 5/4/1390
طی 24 ساعت گذشته نامه‌ایی تحت عنوان "بیانیه هیئت اجرایی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان" از طرف تعدای از فعالان کرد در سایت‌های اینترنتی انتشار یافته، که نام من هم به عنوان یکی از امضا کنندگان در ذیل این نامه درج شده است. بدین وسیله اعلام می‌دارم که نامه‌ی مورد اشاره از طرف من امضا نشده است و درج نام من ناشی از اشتباه کسانی بوده است که اقدام به نگارش نامه و جمع آوری امضا برای آن کرده‌اند.

لازم به ذکر است من این نامه را پیش‌تر از طریق فیس‌بوک خود دریافت کرده‌ام. اما ضمن انتقادی كه به موضع گیری‌های اخیر حزب حیات آزاد کردستان و سازمان حقوق بشر کردستان علیه یکدیگر دارم، در پاسخی صریح از امضای نامه‌ی فوق امتناع ورزیده‌ و اعلام موضع خود را به صورت شخصی به آینده موکول نموده‌ام.

با وجود این‌که طی روز گذشته به دلیل عدم دسترسی به اینترنت از طریق تلفن ضمن اعتراض, به تکرار و تاکید از یکی از امضا کنندگان این نامه درخواست کرده‌ام تا در تماس با سایت‌هایی که این نامه را برای‌شان ارسال نموده‌اند بخواهند تا نسبت به حذف نام من اقدام کنند, اما متاسفانه همچنان نام من در بسیاری از سایت‌ها زیر این نامه به چشم می‌خورد.

از این طریق از مسئولان و دبیران محترم سایت‌هایی که اقدام به انتشار نامه‌ی مورد اشاره با امضای من نموده‌اند درخواست می‌کنم بنا بر وظیفه و تعهد رسانه‌ایی خود هر چه سریع‌تر نسبت به رفع اشتباه ارسال کنندگان نامه و حذف نام من از لیست امضا کنندگان این نامه اقدام کنند.

با سپاس

کاوه کرمانشاهی
بیشتر

  دیدگاه آزاد
من، سازمان حقوق بشر کردستان و سرکوب خودمان به دست خودمان! 5/4/1390
مقدمه: این روزها،‌ سازمان حقوق بشر کردستان خبر ساز شده. بخش عمده ی مباحثی که در این خصوص در جریان است، سیاسی و غیرحقوق بشری است. یک فعال حقوق بشر، عقاید سیاسی خودش را علیه حزبی، دفاع از حقوق بشر می خواند. حزبی که موردانتقاد قرار گرفته، اساسا موجودیت سازمان را زیر سوال می برد و او را «جاش» می نامد. گروه های سیاسی دیگری (اعضا و هوادارانشان و نه از موضع رسمی) که در گذشته نشان داده اند مدافع آن سازمان مدنی نبوده اند، از این فرصت برای حمله به آن حزب سیاسی استفاده می کنند. آن هم به بهانه دفاع از یک نهاد حقوق بشری! فضای ناخوشایندی ایجاد شده که نه نفعی سیاسی برای جامعه کردستان دارد و نه به بهبود وضعیت حقوق بشر کمکی می کند. در عین حال،‌ به نسبت های مختلف، به ضرر همگان تمام خواهد شد و بر همین اساس گذار از آن یاری همگان را می طلبد.



یک- سازمان حقوق بشر کردستان، در سال ۱۳۸۴ تاسیس شد. نهادی که تاکید داشت می خواهد غیرسیاسی و غیرآیین گرا باشد. هر چند موسس آن محمد صدیق کبودوند بود اما کبودوند در این راه تنها نبود. اشخاصی بودند که نه کبودوند بدون آنها می توانست کاری بکند و نه آن افراد بدون کبودوند. این نهاد در مقطعی بیش از ۲۰۰ عضو داشت. اساسا خط قرمزی برای عضویت وجود نداشت. از کسی سوال نمی شد که شما از لحاظ سیاسی با کدام جریان کرد همفکرید. با کدام یکی مخالفید. این اساسا ربطی به کار ما نداشت. معیار ما حقوق انسان بود. سوال ما این بود: شما در چه حوزه ای می توانید کمکی بکنید؟ معیار ما میزان پایبندی اشخاص به اعلامیه جهانی حقوق بشر بود.



سازمان از لحاظ سیاسی، بی طرف بود اما از لحاظ حقوق بشری، طرف مردم و حقوق مردم بود. هر عقل سلیم و هر انسان منصفی می تواند با مرور صدها بیانیه، خبر، مصاحبه و سایر تولیدات، کنش ها و واکنش های سازمان، به این واقعیت پی ببرد. و اتفاقا اعتبار سازمان در داخل و خارج از همینجا ناشی می شد.



دو- دفاع از حقوق بشر برای ما استراتژي بود و نه تاکتیک. حقوق بشر برای ما خوراک یا ابزاری برای براندازی حکومت نبود. و بر همین اساس در تبیین کار، همیشه تاکید داشتیم که نقض حقوق بشر از طرف هر جریانی باشد محکوم است و باید متوقف شود. چه حاکمیت و چه مخالفان و اپوزیسیون حاکمیت. چه حزبی که حقوق اعضا و یا مخالفان خودش را نقض می کند، چه حکومتی که حقوق ملت را نقض می کند و چه شهروندی که حقوق شهروندی دیگر را. بنابر این، همیشه، هم جامعه، هم احزاب اپوزیسیون و هم حکومت را به رعایت حقوق بشر فرامی خواندیم. با یک ادبیات مدنی، ذهنیتی حقوق بشری و بدور از منافع خاص سیاسی.



سعی می کردیم اگر انتقادی هم می کنیم، یکجانبه نباشد. وقتی درگیری نظامی بین چریک های کرد و نیروهای نظامی بالا می گرفت، از هر دو طرف درگیر می خواستیم که حملات علیه یکدیگر را متوقف کنند. هر دو طرف را به حفظ آرامش و رعایت حقوق و جان انسان ها دعوت می کردیم. نه کشته شدن یک چریک کرد برای ما قابل دفاع بود و نه نظامی غیر کرد. و این یک ژست و یا پز مدنی نبود. از یک واقع بینی ناشی می شد: حقوق بشر ملیت، نژاد، رنگ و جنس نمی شناسد. حقوق بشر برای همه است. هم من و ما. هم مخالف ما. رعایت حقوق بشر هم خودی و غیر خودی ندارد.



سه- سازمان حقوق بشر کردستان، با چالش های زیادی روبرو بود. و الزاما و اتفاقا همه آن چالش ها و مانع ها از طرف جمهوری اسلامی نبود. اعضای سازمان، در شهرها و روستاهای مختلف، با ریسک امنیتی فراوان، خبر و گزارش تهیه می کردند. خبر منتشر می شد. تکلیف رسانه های حکومتی مشخص بود. آنها طبیعتا بایکوتمان می کردند. اما تلویزیون های احزاب کرد چطور؟ رسانه های کردی چطور؟ یکی از تلخ ترین مسائلی که انرژی زیادی از ما می گرفت، استفاده ابزاری از اخبار و گزارشات ما بود. در مقطعی اخبار را به شکل محدود منتشر می کردند. گاهی نمی کردند. مدتی عملا بایکوتمان می کردند. اگر در مورد عضو زندانی آن حزب، خبری، گزارشی منتشر می کردیم، با آب و تاب منتشرش می کردند. مصاحبه می گرفتند. برنامه ویژه تدارک می دیدند. اما اگر عضو زندانی آن یکی حزب، حتی با یک وضعیت خطرناکی روبرو بود، خبر را نادیده می گرفتند. گاهی هم اخبار ما را منتشر می کردند اما اساسا اسمی از منبع نمی آوردند! و به همین دلیل ما بارها بیانیه دادیم و اعتراض کردیم. بنابر این، حقوق خود ما به عنوان یک نهاد حقوق بشری بارها از سوی رسانه های حزبی نقض می شد. احزابی که عمدتا خود را دموکراسی خواه و مدافع حقوق بشر می دانند و می خوانند. به عبارتی دیگر: به این اصل باید اعتراف کنیم: هنوز یاد نگرفته ایم، حقوق غیرخودی را به رسمیت بشناسیم. هنوز یاد نگرفته ایم، به رنج و تلاش یکدیگر احترام بگذاریم.



منطق بسیاری از گروه ها، دفاع از حقوق بشر با محاسبه نفع و پیامد سیاسی آن است. از سوی دیگر، دقیقا بسیاری از همین اشخاص و گروه ها که ما را در آن دوره بایکوت می کردند، اخیر سرسختانه، از محمد صدیق کبودوند و سازمان حقوق بشر کردستان حمایت می کنند. هر چند قطعا کسانی هستند در بینشان که صادقانه با انگیزه حمایت از کبودوند، تلاش کرده اند و می کنند. اما هضم اینکه، چه شده که بایکوت کنندگان دیروز، شده اند حامیان سرسخت امروز، کمی برای من سخت است.



چهار- مدیریت سازمان همیشه روی این تاکید داشت که استقلال سازمان فوق العاده موضوع مهمی است. غیرمستقل نبودن ما، تنها هزینه را برای ما بیشتر می کرد. اساسا نفعی برای حقوق بشر نداشت. ما هم به یک نهاد مدنی مستقل و هم جامعه مدنی پویا و منتقد اعتقاد داشتیم. این حق هر کدام از اعضای سازمان بود که گرایش سیاسی داشته باشند. اما نمی توانستند آن گرایش سیاسی را تبدیل به موضع سازمان بکنند. آنها آزادی عقیده داشتند اما یک نهاد حقوق بشری حق نداشت یک خط سیاسی خاص داشته باشد. و نداشت. کسانی احتمالا این را قبول نخواهند کرد که به هر دلیلی نتوانسته اند، نظر خود را به نظر سازمان تحمیل کنند. این تا دوره ای است که کبودوند هنوز بازداشت نشده بود.



پنج- کبودوند که بازداشت شد، سه نفر عضو هیئت اجرایی بودند. من، اجلال قوامی و امید بیگ زاده. (و سپس کاوه کرمانشاهی هم اضافه شد). درست یک هفته،‌ ده روز بعد از بازداشت کبودوند، اجلال قوامی هم بازداشت شد. در این فاصله استراتژی سازمان این بود که با قدرت به بازداشت کبودوند اعتراض نشان دهد. صدها مصاحبه و بیانیه و چندین کمپین و سایر اقدامات دیگری که در این زمینه انجام شد، اثباتی بر این مساله است. کبودوند، به هر دلیل، قبل از بازداشت روی این تاکید داشت که بعد از بازداشت خودش، تنها مساله ای که مهم است، حفظ موجودیت سازمان است. چون می دانست نهاد امنیتی، به غیر از نابودی و یا رام کردن سازمان حقوق بشر کردستان به چیز دیگری رضایت نخواهد داد. و اینکه شاید نمی خواست هزینه های بیشتری به دوستان و همکارانش تحمیل شود. سازمان به هر دلیل، بنا به سفارش کبودوند، دامنه فعالیت هایش را محدود و -نه متوقت- کرد.



شش- بعد از بازداشت کبودوند، تعدادی از اعضای سازمان بازداشت شدند و بیشتر آنان مجبور شدند کشور را ترک کنند. مشخصا در دو سال گذشته، سازمان هر از چند گاهی اخبار و بیانیه هایی منتشر کرده و سخنگوی فعلی سازمان یعنی اجلال قوامی مصاحبه هایی داشته،‌ اما متاسفانه به دلیل صدور حکم ۱۱ سال برای کبودوند و نیز خفقانی که کل ایران را فراگرفته، فرم و ساختار سازمانی خود را از دست داده، یا اگر نگوییم از دست داده، بی فرم شده است. این مختص به سازمان حقوق بشر کردستان نیست و همه نهادهای مدنی ایران با چنین وضعیتی دست و پنجه نرم می کنند. از کانون مدافعان حقوق بشر گرفته که برخی اعضایش در زندان و برخی دیگر از اعضایش ناچار به ترک ایران شده اند تا انجمن دفاع از حقوق زندانیان و سایر نهادهای صنفی، مدنی و حقوق بشری دیگر. اساسا در شرایط فعلی اگر نگوییم امکان فعالیت مدنی در قالب نهادهای مستقل، محال است، می توانیم بگوییم که به شدت سخت، و توام با هزینه است.



هفت- در چنین فضایی در طی هفته های گذشته، سازمان تا حدودی خبرساز شده است. مشخصا دلیل این خبرساز شدن، چندین مصاحبه اجلال قوامی در خصوص حزب پژاک، بیانیه سازمان حقوق بشر کردستان در این خصوص و در مقابل، بیانیه و اظهار نظر پژاک و اعضایش بوده است. من به عنوان سخنگو پیشین و عضوپیشین هیئت اجرایی سازمان حقوق بشر کردستان که انرژي زیادی هم صرف رشد، شناخته شدن و فعالیت برای این سازمان کرده ام و هم در این خصوص هزینه هایی همچون حبس و تهدید و فشار و در نهایت خروج اجباری از کشور را به جان خریده ام، این حق را برای خود محفوظ می دارم که هم نگران موجودیت سازمان باشیم و هم اگر اشتباه و یا انحرافی در کارهای سازمان دیدم آن را به قصد اصلاح، گوشزد کنم. انتقاد من هم از سازمان حقوق بشر کردستان و دوستمان اجلال قوامی است، هم از حزب حیات آزاد کردستان و هم از اشخاص و گروه هایی که اخیرا به اشکال مختلف در این زمینه مواضعی داشته اند. انتقاد از همه این اشخاص و گروه ها به یک اندازه مهم هستند.



حزب حیات آزاد کردستان در چند ماه گذشته، چند مورد درگیری نظامی با نیروهای نظامی جمهوری اسلامی داشته و چندین تن از هر دو طرف کشته و زخمی شده اند. متقابلا نیروهای نظامی جمهوری اسلامی هم، چندین مرتبه اقدام به توپ باران کوهستان های کردستان عراق کرده اند. اگر من در حال حاضر سخنگو یا عضو مدیریت سازمان بودم، قطعا از هر دو طرف درگیر انتقاد می کردم و از هر دو می خواستم که از اقداماتی که منجر به کشته شدن افراد نظامی و غیرنظامی می شود، خودداری کنند. اساسا از یک نهاد حقوق بشری غیر از این نمی توان انتظاری داشت. از حکومت می خواستیم، از اعدام افرادی که متهم به همکاری با پژاک هستند، خودداری کند. نه به این دلیل که آنها کرد هستند. به این دلیل که ما مخالف اعدام در تمامی اشکالش هستیم. از حکومت می خواستیم که کشتار کاسبکاران مرزی را که تبدیل به امری روزانه شده، متوقف کند.



از پژاک می خواستیم که در واکنش به اعدام اعضا یا هوادارانش، دست به اقدام نظامی نزند. چون اگر معیار رعایت حقوق بشر باشد،‌ وقتی که حق حیات یک عضو پژاک از سوی حکومت نقض می شود، متقابلا نباید حق حیات یک نظامی غیرکرد از سوی پژاک نقض شود. هم کشته شدن چریک کرد و هم نظامی غیرکرد، برای یک فعال حقوق بشر و یا یک نهاد حقوق بشری تلخ و غیرقابل قبول است. و تلاش برای توقف این روند، وظیفه اخلاقی و انسانی یک فعال یا نهاد حقوق بشری است. از این زاویه که نگاه کنیم، هم اظهارات اجلال قوامی و بیانیه سازمان غیرقابل قبول است و هم واکنش پژاک. اجلال «جاش» نیست و فعال حقوق بشر است. اما در این مورد، موضعش ربطی به دفاع از حقوق بشر ندارد و کاملا سیاسی است. چون در صلاحیت اجلال و یا یک سازمان حقوق بشری نیست که یک حزب سیاسی را تروریست بدانند. و بگوید که آن حزب به دلیل مشکلات سازمانی و درونی اش چنین موضع می گیرد یا مثلا روش استالنیستی دارد. این انحراف از خط سازمان حقوق بشر کردستان است. انحرافی که بی طرفی سازمان را نقض می کند. وقتی یک نهاد حقوق بشری به یک حزب سیاسی بگوید «تروریست»، آنموقع، خواسته یا ناخواسته، اعدام اعضای آن حزب، کشته شدن نیروهای آن حزب و تمامی اقدامات حاکمیت علیه آن حزب را تایید می کند. هیچ فعال حقوق بشری یا سازمان مدافع حقوق بشری حاضر به قبول چنین مسئولیت سنگینی نیست. سازمان حقوق بشر کردستان بجای استفاده از چنین روش و ادبیاتی باید، حق حیات را برای اعضای هر دو جریان درگیر بخواهد و پیامدهای بدی که این درگیریها هم برای حاکمیت و هم جامعه دارد را هم به پژاک و هم به جمهوری اسلامی یادآوری کند. هر موضعی غیر از این غیرواقع بینانه، غیرحقوقی و کاملا سیاسی است. در مقابل، پژاک هم باید حقوق منتقدین و مخالفینش را به رسمیت شناخته و آن را نقض نکند. نقض این حقوق به هر دلیلی، غیرقابل قبول است.


در این میان تلاش برخی اشخاص و رسانه ها و یا وابستگان به احزاب دیگر برای حمایت افراطی از مواضع اخیر سازمان حقوق بشر کردستان، حملات تک بعدی و افراطی علیه پژاک و یا دفاع افراطی و یکجانبه از پژاک،‌ زننده، بی سود و مضر است و ربطی به دفاع از حقوق بشر ندارد و همه این موارد با انگیزه های سیاسی انجام می شوند. من شخصا، دیالوگ، انتقاد منطقی و منصفانه، پرهیز از یکجانبه نگری و قربانی نکردن حقوق بشر به خاطر مصالح سیاسی را به روش های مذکور ترجیح می دهم و به عنوان یک شهروند،‌ یک انسان و سخنگوی سابق سازمان حقوق بشر کردستان،‌ از تمامی طرفهای درگیر این مناقشه دعوت می کنم که در آن دسته از رفتار و مواضعی که انحراف از حقوق بشر است، تجدید نظر کنند. حقوق بشر برای همه ما و مخالفان ماست و اگر خلاصه بگویم: تمامی احزاب کرد باید حقوق اعضا، منتقدین و مخالفین و نیز دیگر احزاب سیاسی را به رسمیت بشناسند. سازمان حقوق بشر کردستان و سایر فعالان مدنی و حقوق بشری، باید منصف‌ و واقع بین باشند و از تندروی، افراطی گری و پولتیک بازی پرهیز کنند. اگر چنین باشد، نفعش برای همه است. برای جامعه، ‌احزاب، نهادهای مدنی. اگر چنین نباشد، ضررش برای همه است و نفعش برای حاکمیتی که نه حقوق بشر را قبول دارد، نه جامعه مدنی را و نه احزاب را... پس بیایید به دست خودمان، خودمان را سرکوب نکنیم
بیشتر


آرشیو ماهیانه:

دی1387  -  فروردین1388  -  اردیبهشت1388  -  خرداد1388  -  

شهریور1388  -  اسفند1388  -  فروردین1389  -  شهریور1389  -  

آبان1389  -  آذر1389  -  دی1389  -  بهمن1389  -  

فروردین1390  -  اردیبهشت1390  -  خرداد1390  -  تیر1390  -  

مرداد1390  -  شهریور1390  -  مهر1390  -  آبان1390  -  

آذر1390  -  اسفند1390  -  فروردین1391  -  اردیبهشت1391  -  

خرداد1391  -  تیر1391  -  مرداد1391  -  شهریور1391  -  

دی1391  -  اردیبهشت1392  -  خرداد1392  -  تیر1392  -  

مهر1392  -  آذر1392  -  فروردین1393  -  اردیبهشت1393  -  

خرداد1393  -  اردیبهشت1395  -  خرداد1395  -  آذر1395  -  


     پست الکترونیک: prmmkkurd@gmail.com