دیدگاه آزاد
دموکراسی با تمام تبعات آن، در نقد مخالفان حق تعيين سرنوشت 28/6/1391
بیشتر

  دیدگاه آزاد
نامه ی بهنام ابراهیم زاده فعال حقوق بشر کرد به مادرش 22/6/1391
نامه ی بهنام ابراهیم زاده فعال حقوق بشر کرد به مادرش
به نام آن که مرا زاده شد، آموزگار صلح و دوستی و محبت، مادر عزیزم
روزهای آخر تابستان است چند روزی تا مهر و روز جهانی کودک نمانده، مهری که در زندگی من یک سرفصل است و چندین سال است که ماه مهر برایم سرآغاز جدیدی است. مادر عزیزم من در زندگی تا آن جا که امکان داشت احترام تو و پدر عزیزم را به جا آورده ام. در مواردی که احیاناً کوتاهی به عمل آمده است امیدوارم که مرا ببخشی. این کار آگاهانه نبوده است فکر می کنم تمام کارها و فعالیت هایم به طور عام و کلی برای آشکار کردن بی عدالتی ها و آزادی و برابری و دفاع از کارگران و کودکان و زنان بوده است.
مادر صبور و نازم تو آرزو داشتی که من خواندن و نوشتن را بیاموزم و رتبه های افتخار را به دست آورم. این روزها که داریم کم کم به ماه مهر و بازگشایی مدارس نزدیک می شویم یاد روزهایی می افتم که با چه شور و شوقی روانه ی مدرسه ام می کردی تا درس بخوانم و برای خودم کسی شوم و برای جامعه مفید باشم. دوست داشتی معلم شوم اما نشد و من فعال حقوق بشر و مدافع حقوق کودکان و کارگران و زنان شدم.
اکنون فرزندت بهنام که با تمام عشق و علاقه فعالیت های حقوق بشری را در پیش گرفته بود برای دومین بار به زندان افتاده و برای دومین بار در 3 سال متوالی زندانی شدنش و در آستانه ی ماه مهر و بازگشایی مدارس مثل سال های گذشته شوق دیدار با کودکان این مرز و بوم را دارد و خواب، رویای در کنار کودکان بودن را می بیند. رویایی که متاسفانه سلول های زندان امکان تعبیرشدنش را نمی دهد. مادر نازنین و صبورم، این روزها ذهن من بیشتر از هر زمان دیگری به آن سو و این سو پر می کشد، سر به کوچه ها و خیابان ها و مزارع شهر و دیارم می زنم، دختری را می بینم که درس هایش را خوانده و اکنون به دیدن دوستان و رفقای جدید و قدیمیش می رود و همه ی این ها خیالاتی است که در این روزهای آغازین ماه مهر و بازگشایی مدارس و روز جهانی کودک به ذهنم خطور کرده است.
مادرم ای زیباترین جلوه زندگی ام، می خواهیم با تو و زیبایی های دوران کودکی و نوجوانی را مرور کنم. با تو همراه شوم تا به یاد آورم خاطرات سال های دوران کودکی و درس و مدرسه را.
هر روز روانه مدرسه ام می کردی چه شور و شوقی بود در نگاه های مهربانانه ی تو آن زمان که مرا در حلقه شادی کودکان و نوجوانان شهرمان می دیدی، حتماً فراموش نکرده ای، سال های سخت در روستا و محله ی دوران کودکی ام چگونه عشق به رهایی کودکان و نوجوانان از بند استبداد و بی سوادی و ناآگاهی سخن ها را برایمان هموار می نمود و رنج راه محرومیت از امکانات به لذت و شیرینی تبدیل می گشت. آری مادر صبورم امروز در پشت این دیوارهای بلند و سیم های خاردار و نگاه آن نگهبانان برج سوار که بر سر حصار گمارده شده اند، در آرزوی تکرار روزهای خوش با شما و دوستان و رفقایم و مردمان خوب شهر و دیارم و محله ی دوران کودکی ام لحظه شماری می کنم. در این چندروز مانده به اول مهر و آغاز سال تحصیلی و 8 اکتبر روز جهانی کودک خیلی دلم هوایی شده است. دلم برای فریادهای کودکان و شیطنت ها و تنبلی ها و بهانه جویی های کودکان و پاسخ های خیره کننده شان، دوستان و رفقا و همکارانم در جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان و جهان شایسته برای کودکان و کمیته پیگیری و هماهنگی و کمیته ی گزارشگران حقوق بشر برای شما پدر و مادر عزیزم و برادرزاده هایم، کودکان و زنان و مردان ساده ی روستایی شهر و دیارم تنگ شده است مگر می شود خاطرات خوش و ناخوش گذشته ای که در کنار شمار و مردم خوب شهر و دیارم داشتم به فراموشی سپرد. دردها و رنج هایمان در دهه ی 60،کشت و کشتار و ویرانی هر روزه، راکت باران و دربدری، قتل عام مردمان قارنا، قلایتان و کهریزک و ده ها جای دیگر همیشه در خاطره ی من نقش بسته و خواهد ماند.
مادر عزیزم جهان به کسانی احترام می گذارد و کسانی را ستایش می کند که ماهیتاً انسان های ساده و متواضع اند و به همه ی انسان ها فارغ از موقعیت زمانی و اجتماعی آنها اعتماد دارند. این ها زنان و مردانی هستند که شناخته شده یا گمنام علیه انواع تبعیض ها و نابرابری ها و نقض حقوق بشر در هرکجای جهان که رخ می دهد اعلام جنگی تمام عیار کرده اند. این انسان ها عموماً خوش بین هستند و اعتقاد دارند که در هر جامعه ای از جوامع بشری مردان وزنان خوبی وجود دارند که صلح را به عنوان قدرتمندترین سلاح برای استقرار پایدارترین راه حل ها باور دارند اوضاع واقعی موجود در روی زمین ممکن است توسل به خشونت را توجیه کند. حقا گاه مردان و زنان خوب هم نمی توانند از توسل به خشونت خودداری کنند. جهان امید خود را به این زنان و مردان صلح طلب بسته است. این مردان و زنان همیشه جاویدانند.مادر عزیزم هر مرد در زندگی خود دو تعهد دارد یکی تعهد در مقابل خانواده و والدین و همسر و فرزندانش و دیگری در برابر مردم و جامعه و کشورش، در یک جامعه مدنی و انسانی هر مرد می تواند برحسب تمایلات و توانایی های خود این دو تعهد خود را به جا آورد. من در ابتدا قصد نداشتم مردم خود را به خانواده ترجیح دهم اما دریافتم که در تلاش برای خدمت به مردم و جامعه نمی توانم دیگر به عنوان یک پسر، یک برادر، یک پدر و یک شوهر به تعهداتم عمل کنم. بدین ترتیب تعهد من در برابر مردم و میلیون ها کارگر و کودک و زنان سرنوشت ساز ایرانی که هیچ گاه آن ها را نمی شناختم به بهای حبس و زندانی سنگین تمام شد. که به آنها عشق می ورزیدم.
این موقعیت به سادگی و در عین حال پیچیدگی لحظه ای است که کودکی از پدرش می پرسد چرا نمی توانی پیش ما باشی و پدر باید این کلمات سخت و دشوار را به زبان آورد که بچه های کوچکی مثل تو هستند بعد صدایش خاموش می شود. مادر عزیزم من همواره آرمان یک جامعه دموکراتیک و آزاد را که در آن همه مردم در هماهنگی کامل با امکانات برابر در کنار هم زندگی کنند گرامی داشته ام و در تمامی ادوار به صدای وجدان خود پاسخ داده ام و با وجود تمامی پستی و بلندی هایی که در چندسال گذشته برای من و خانواده ام اتفاق افتاده من هیچ وقت امید و انتظار خود را از دست نداده ام. من وظیفه ای را که در قبال خودم و مردم و کشورم داشته ام انجام داده ام. تردیدی ندارم آیندگان بی گناهی مرا تصدیق خواهند کرد. مادر عزیز و فداکارم سلام و درود دیگر بار مرا به کودکان و به مادران فرزندان دربند و زنان و مردان همسر در بند زنان و مردان شهر و دیارم و دوستان و رفقایم همه و همه برسان و به همکارانم در جمعیت دفاع از کودکان بگو که قدر روزهای در کنار کودکان بودن را بدانند و از لحظه لحظه ی آن بهره ببرند که زیباتر از آن نمی توان لحظه ای سراغ داشت. .
مادرم از درس و مدرسه و دانشگاه گفتم اما مدرسه ایران این روزها پر از هیاهوهای پرامید به فرداست و صدای آغاز فصل جدید همه را فرا می خواند فصلی که درس تغییر و پیام آزادی و برابری و امنیت را نوید می دهددر این فصل که فاصله ها از میان رفته و دست ما مهربانانه درهم پیوند خورده که باید امتحان نیکو پس بدهیم و کارنامه درخشانی از خود برجای بگذاریم و در این فصل سخت باید با جسارت گزینه مقاومت و پایداری را برگزید و رتبه افتخار را به دست آورد. مادرم بازگشایی مدارس و 16 مهر روز جهانی کودک را به تمامی کودکان و نوجوانان ایرانی تبریک می گویم تو که لحظه به لحظه با مقاومت و صبر به من ایستادگی می آموزی افتخار می کنم پس نه به افتخار مادری، بلکه تو معلم خوب زندگی و زمانه ای چون شایسته دوست داشتنی دستان گرمت را می فشارم و قلب پاکت را می بویم چون اسطوره مقاومتی زنده و پایدار بمانی مادر صبورم
فرزند زندانی ات (اسعد) بهنام ابراهیم زاده فعال حقوق بشر
شهریورماه 1391 زندان اوین بند 350
بیشتر


آرشیو ماهیانه:

دی1387  -  فروردین1388  -  اردیبهشت1388  -  خرداد1388  -  

شهریور1388  -  اسفند1388  -  فروردین1389  -  شهریور1389  -  

آبان1389  -  آذر1389  -  دی1389  -  بهمن1389  -  

فروردین1390  -  اردیبهشت1390  -  خرداد1390  -  تیر1390  -  

مرداد1390  -  شهریور1390  -  مهر1390  -  آبان1390  -  

آذر1390  -  اسفند1390  -  فروردین1391  -  اردیبهشت1391  -  

خرداد1391  -  تیر1391  -  مرداد1391  -  شهریور1391  -  

دی1391  -  اردیبهشت1392  -  خرداد1392  -  تیر1392  -  

مهر1392  -  آذر1392  -  فروردین1393  -  اردیبهشت1393  -  

خرداد1393  -  اردیبهشت1395  -  خرداد1395  -  آذر1395  -  


     پست الکترونیک: prmmkkurd@gmail.com