نفی حرام‌زادگی در تمامی فصول دانشجویان
08/03/2010 Larger FontFont SizeSmaller Font ارسال خبر به دنباله ارسال خبر به بالاترین ارسال خبر به توییتر ارسال خبر به فیسبوک Bookmark and Share ارسال خبر به دوستان چاپ خبر
نقد سطر به سطر بر مقدمه‌ای که خود را به متن تحمیل کرد

انسانيت: در پی صدور بيانيه‌ی طرح مطالبات دانشجويان كُرد كه به نام "اتحاديه دمكراتيك دانشجويان كُرد" از سوی خبرگزاری ‌ديده‌بان حقوق بشر كردستان انتشار يافت، نوشتاری را در نقد بيانيه‌ی مذكور به امضای "جمعی از فعالان دانشجويی كُرد دانشگاه‌های تهران" دريافت نموديم كه در توضيح آن تأكيد شده است نقد آنان نه بر مطالبات مطرح شده از سوی "اتحاديه دمكراتيك دانشجويان كُرد" كه بيان كننده خواست‌های ملت كُرد و مورد تائيد ما به عنوان "جمعی از فعالان دانشجويی كُرد دانشگاه‌های تهران" نيز می‌باشد، بلكه انتقاد ما بر مقدمه‌ی اين بيانيه است كه خود را بر متن تحميل نموده و هيچ‌گونه سنخيت محتوايی با مطالبات مطرح شده در بيانيه ندارد. لازم به ذكر است انتشار متن‌های فوق در شكل بيانيه و انتقاديه در سايت انسانيت به عنوان پايگاه اطلاع رسانی سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان در چهارچوب تعهد و وظيفه‌ی اطلاع رسانی صورت می‌پذيرد و به معنای تائيد يا رد نظرات ارائه شده و موارد مطرح شده در متن‌های مزبور نمی‌باشد.


سیستمی که سازنده‌ی زباله‌دان خود است اثباتاً نمی‌تواند خالق گزاره‌ای باشد برای رهايی، مگر آن‌که ما معنا دهنده‌ی آن باشیم؛ تاریخ گواهی بر این مدعاست. در منظر هر سوژه‌ی آزادی خواهی هر لحظه و در هر فصل می‌تواند تنفس‌گاهی طبیعی و فوریتی باشد برای گذار از ابژگی، تا فرصت ثانیه‌ها التهاب و ولع او را فصل زده ننماید.


مطلوبات اعاده شده در نوشتار مورد نقد نه اکتشافات نویسنده که خواسته‌های توده‌ی شعورمندی است که همگام با نخبه‌اش سال‌هاست آن را فریاد می‌زند، و این حق اوست، که دیگ رادیکالیسم ظرف جوشانی است از مطلوباتی که آرمان همان توده است و هیچ‌گاه به ته نمی‌رسد، آنی که تازه سر از لاک درآورده فاقد خاطره و دچار فراموشی است. تاریخ ما پر از سوژه‌هایی است که ضرورت فرصت‌ها و فوریت لحظات، او را متکی به خود آفریده و بن مایه‌ی او حرکت و خروش است. جاذبه‌ی افق  سازنده‌ی مسیر و آفریننده‌ی سوژه‌های محافظ آفتاب است. امید ما افقی است که خود، سو دهنده به آفتاب است و بن بستی در کار نیست.


تمامیت خواهی و هتاکی بر دیگری محصول ذهن انحصارگر و عجولی است که دشمن آزادگی است. آنان لحظات تفکر را نشانه رفته‌اند و دیوانه وار و بدون شمارش به غیر از خود شلیک می‌کنند و تنها دنبال یافتن خردادی به امید دست یافتن به نمادی هر چند اندک از قدرتی در حد مبلمانی نه چندان گرم و اغذيه‌ای همیشه سردند. 


فارغ از هر خرداد و گفتماني سرخ رويان هميشه سرخند چون افق آن‌ها خون سرخی است كه در اين راه رهنمای‌شان است. ترس از دست دادن و يا به دست نياوردن قدرت هم ندارند كه زردی و اضطراب مشخصه‌ی آن است.


مسئول خالی ماندن صندوق‌ها اشتياق به حذف از سوی ذهنيتی است كه منكر تفاوت است و اين ساری و جاری در اذهانی است كه از قدرت به دور مانده‌اند و می‌پندارند كه در نبود آن خزان و ويرانی است.


آبروی ما در حفظ آرمان‌های راه بندان است و نه صندوق‌هايی كه هيچ هم با مسما نيست. سو سوی ستاره‌ها و چراغ‌های من و تو زينت بخش طی طريق ماست با اين تفاوت كه تو فقط در جوه‌زردان به ياد آن می‌افتی و من با لحظات زندگی‌ام عجين گشته؛ و تو سخت در اشتباهی؛ چرا كه عمامه‌ی سفيد شيخ تو هيچ شباهتی با عمامه‌ی آن نظامی چراغ به دست در آسمان پر ستاره‌اش ندارد. افق شيخت به حدی مه آلود و تنگ است كه حتی نمی‌تواند يك وجب آن سوتر خود را ببيند و هيچ تضمينی در كار نيست.


ما به اميد درخشندگی همه حال ستاره‌ها و رهنمود چراغ‌ها زنده‌ايم؛ عيبی بر آنان نيست؛ اين آشفتگی و فلاكت‌باری ماست كه قدرت درك شعور نور را نداريم و باری به هر جهت در دامان آنانی افتاده‌ايم كه سال‌هاست فانوس به دست به كشتن چراغ آمده‌اند و دنبال منبع نورند. رگ و ريشه‌ی اجداد ما نه در خاك و خول كه در تسليم ناپذيری بوده و اين خود خالق ستاره و چراغ است. معيار ما نيز برای جذابيت صندوق رای ميزان انعكاس آرمان‌ها و افقی است كه چراغ‌ها را به خاطر آن بر دار كرده‌اند و اينچنين آرمان انسانيت را كشته‌اند.


سوال تو به حدی ناشيانه است كه فراموش كرده‌ای آن پليس ديكتاتور هم‌دست راننده‌ای است كه تو دل در گرو او داری و دقيقاً به همين خاطر است كه جنين تو سال‌هاست از رشد افتاده و راننده‌ات تصديق ندارد؛ يا شايد می‌دانی و گوش ناشنوايت صدايی آن همه هش را نمی‌شنود.


آرمان‌های انسانی در پستی و بلندی تاريخ همواره زنده مانده‌اند و راننده‌ی خردستيز تو رو در روی آرمان‌های انسانی دل سپرده‌ی ولايتی است كه مشروعيتش را در آسمان‌ها می‌جويد نه در شعور انسان انتخاب‌گر. خود را خسته نكن كه جنين تو به صورت طبيعی در حال نفس كشيدن است تنفس مصنوعی به كار جنين زمينی تو نمی‌آيد و هيچ آژيری كارساز نيست.


تو خود توهم زده‌ای و در نهايت نااميدی سراسيمه دنبال گودو می‌گردی. چرا مسئله‌ی شخصيتيت را به درون و بيرون نسبت می‌دهی، تو نه براندازی و نه دست انداز و نه پاانداز، كل هنر تو چشم اندازی ناشيانه از پايگاهی است كه سخت آشفته و سست است؛ اين فرافكني برای چيست؟


زباله‌دان ـ معلق ـ اورژانس ـ تنفس مصنوعی ـ بن بست ـ آفتاب گردان ـ آخرين شعله‌ی اميد ـ جو زدگی ـ خشكيدن ـ زرد شدن ـ خالی ماندن ـ خاموش ـ تناقض ـ بی‌حالی ـ چراغ قرمز ـ فوريت ـ توهم ـ ترحم ـ دلسوزی ـ دستبند ـ خزان ـ فرودست ـ صدقه ـ گدايی و بسياری كلمات ديگر در متن تو كافی‌ست تا به نااميدی و دل‌سپردگی تو به گودو پی برد، تو نه گدا كه مريد گودويی. غافل از اين‌كه گودوی تو نااميدتر و عجول‌تر از تو و به مانند تو در فضای انتخابات به حرف آمده و وعده‌هايی می‌دهد كه در حد و قواره‌ی او نيست و تو را فريفته است.


گودوی هر آدمی خود اوست گودويی وجود ندارد مگر عزم و اراده‌ی انسان، و انسان‌های صادقی كه صندوق‌های صادق می‌آفرينند، ماهيت صندوق نيز نه برای هژمون شدن فرادست يا فرودست، كه جهت برابری انسان‌ها در حقوق و كرامت است گدای خود باش كه هيچ گودويی در كار نيست و لذا هيچ گارانتی نيز پذيرفتنی نيست.


تو ژوليده‌تر از آنی كه قابله‌ی كوچك‌ترين تحول باش، همچنان معيارت مدرك و منسب است، تئوری هم بلد نيستی و حتی فارغ از ايمان به قدرت ذاتی توده و خلقی. تو صرفاً پادوی بی پرايدی هستی كه جو زده‌ی فضای ونكی؛ بی‌مصرف سبكی كه فقط دود می‌كند.


آری تو در تپه‌ای و نسيم خوشی که وارد ستادی که فرادستان در تپه‌ی ونك به تو داده‌اند تو را فراموش كار كرده، چرا كه د.ت.پ مخلوق ستاره‌ها و چراغ‌ها و اراده‌ی خلق و ميراث جانفشانی و چپه شدن و هزينهیهاست. د.ت.پ خود خالق صندوقش بود و منتظر هیچ خردادی هم نماند بلكه هر لحظه برايی او در حكم خرداد بود.


آری سال دوازده ماه است هر ماه پر است از لحظه‌ها و هر لحظه فرصتی است جهت تلاش برای آزادی و پاسداشت آن.


امانت داری آرمان ستاره‌ها و چراغ‌ها در پاسداری از فلسفه‌ی وجودی راه آن‌هاست، می‌توانيم فانوس‌ها را دوباره نورافكن كنيم و تلالوء آن را تا سر حد درخشش ستارگان برسانيم، می‌توانيم خون را دوباره در رگ‌های خلق جاری سازيم، خود را از نااميدی برهانيم، از پشت جبهه‌ی پرستش‌گران قدرت به در آئيم، پت پت را كناری نهيم و با تمام توان فرياد آزادی انسان را سر دهيم.


     پست الکترونیک: prmmkkurd@gmail.com