چنين نيز نخواهد ماند دیدگاه آزاد
11/06/2014 Larger FontFont SizeSmaller Font ارسال خبر به دنباله ارسال خبر به بالاترین ارسال خبر به توییتر ارسال خبر به فیسبوک Bookmark and Share ارسال خبر به دوستان چاپ خبر
اجلال قوامي
​چنين نيز نخواهد ماند

اخيرا دوست نيك نفسي اظهار ملالت و تاسف مي كرد از اينكه چرا عده يي چنين مي كنند، در فرو كوفتن رقيب و مخالف فكري شان تا اين ميزان بي پروايند و هيچ حدو مرزي را نمي شناسند. انسان با شنيدن اين دروغ و بهتان ها بر بليه و انحطاط اخلاقي اي كه گريبانگير جامعه شده سخت متاسف و بايد گريست. راقم اين سطور بنا نداشت كه گام در اين وادي نهد و از باب مذمت اين اقليت پر سرو صدا كاغذ را به سرمه قلم بيارايد.جماعتي به قرائت معوج و خطرناكي از مسايل كردستان باور دارند كه براي راندن و از بدر كردن رقيب خود به هر حيلتي متوسل مي شوند و از افترا بستن و آبرو ريختن ذره يي مضايقه نمي كنند. اخلاق، انسانيت و آزادي را در پاي منافع خود ذبح مي كنند . سوالي كه در ذهن خلجان مي كند اين است كه چرا كساني كه دعوي باش بودن مي كنند و ادعاي كرد بودن دارند و به هر بهانه ي خرد و درشتي رگهاي غيرتشان مي جنبد.و فرياد وا مصيبتا سر مي دهند به سهولت تحريف حقيقت مي كنند و آشكارا تهمت مي زنند تا مگر به زعم خويش آبروي او را بريزند و بدنامش كنند. جاي تاسف است كه در اين زمانه پر آشوب برخي نيز با اين جماعت اندك هم نواشده تيغ به كف زنگيان مست مي دهند و جواز تهمت زدن به ديگران را صادر مي كنند.
اندك جماعتي كه سوداي رفتن به مراكز قدرت را داشتند اما خوابشان تعبير نشد و ناكام ماندند از اين رو باراني از تهمت ها را روانه خودي و غير خودي كردند. همگان را غير خودي خواندند و قرائت خود را از كردستان صراط مستقيم دانستند . و هركه را در دايره تنگ خود جاي دادند باش بود و جاماندگان از اين دايره تنگ غير خودي. ادبيات و منطق شان همان ادبيات حاج حسين در جريده كيهان. نو كيسه گاني كه تا ديروز انقلابي دو آتشه بودند اكنون در بند نام و نان با غير خودي هاي ديروز زير سقف معيشت جمع شده اند. آنان كه فرياد عدالت خواهي شان گوش فلك را كر كرده بود و همه را به چوب غير انقلابي بودن نوازش مي كردند حال با همان غير باش هاي ديروز جريده منتشر مي كنند،جريده اي كه نازل تر از سروش كودكان با رنگ و لعابي تهوع آور كه تيراژش به هزار مي رسد، همنوا گشته اند حرام مردم بر آنان حلال و هر غير معمولي براي آنان معمول و عادي. در توهم اند كه فرهم اند اما عقلانيت در آنان تعطيل شده است. به فراست نيك دريافته اند كه كردستان جولانگاه تفكرلمپني شان نيست و هاي و هوي شان بسان آب دهني است كه در ظرفي مي افتد و صدايش را فقط خودشان مي شنوند. روزگار غريبي است نازنين ! اخلاق در پاي منافع ذبح شده و چهره اي اخلاق كش و آزادي كش از خود ترسيم كرده اند. اخلاق رخت بر بسته و بي اخلاقي سكه رايج شده . در اين احوال به خدا پناه مي برم . به خود نويد مي دهم كه چنان نماند و چنين نيز نخواهد ماند و اين روزهاي استخوان سوز سپري خواهد شد.

     پست الکترونیک: prmmkkurd@gmail.com