اعتصاب غذای محمد صدیق کبودوند وسکوت احزاب و سازمانهای ایرانی!! دیدگاه آزاد
18/07/2012 Larger FontFont SizeSmaller Font ارسال خبر به دنباله ارسال خبر به بالاترین ارسال خبر به توییتر ارسال خبر به فیسبوک Bookmark and Share ارسال خبر به دوستان چاپ خبر
امجد حسین پناهی
همچنانکه‌ از منابع خبری واطلاع رسانی کمپینهای حمایت از اعتصاب غذای محمد صدیق کبودوند دراختیار عموم قرارمی گیرد محمد صدیق کبودوند رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان اعتصاب غذا نموده‌ و این حرکت او بیش از پنجاهمین روز خود سپری کرده است.

آقای کبودوند بعد از آنکه اجازه دیدار دوباره فرزند بیمار خود (پژمان کبودوند) را نیافت، اعلام کرد که دست به اعتصاب غذا می‌زند. فرزند آقای کبودوند به بیماری خونی صعب العلاج مبتلا است.

محمدصدیق کبودوند در دادگاه انقلاب تهران به جرم اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل و اداره "سازمان حقوق بشر کردستان" و فعالیت در آن به تحمل ده سال و به جرم تبلیغ علیه نظام به تحمل یک سال حبس محکوم شده و دادگاه تجدیدنظر استان تهران حکم ده سال حبس آقای کبودوند را تایید کرده است.

آقای کبودوند به ناراحتی حاد ریوی مبتلاست و در طول پنج سال گذشته دو بار در زندان اوین دچار سکته شده است.

پزشکان زندان گفته‌اند که درمان آقای کبودوند در زندان میسر نیست.

به گفته همسر آقای کبودوند، عفونت کلیه این زندانی سیاسی، در پی اعتصاب غذا شدیدتر شده است و خانواده که نگران وضعیت فرزندشان هستند در حال حاضر به شدت نگران وضعیت جسمی آقای کبودوند هستند.

این شرح مختصری از اخبار این مدت آقای کبودوند بوده است که خارج از اینکه حمایت گسترده فعالان حقوق کرد را بهمراه داشته که از همه مهمتر حمایت مستقم مردم کردستان و احزاب سیاسی نیز را در پی داشته است.

در جوامعی مثل ایران وبرای حمایت ازجان انسانها که‌ جرمشان متوجه‌نمودن اقدامات ناعادلانه‌حاکمیت است عرف اینگونه‌ بوده‌ که‌ وجدانهای بیدارجامعه‌ و مدعیان حقوق برابری به‌زبان آمده‌اند و نمونه‌ آن را در جوامع دیگر شاهد بوده‌ایم. بسیاری حتما" بیاد دارند

 که‌ درسال 2000 ودرآستانه‌ وارد شدن به‌ قرن بیست ویکم هزاران زندانی چپگرای کرد وترک درترکیه‌ با اعتصابات چندین ماهه‌ و با اهدای جان خود جلو عدسی دوربینهای خبرنگاران درراه‌ آرمان خودتوجه‌ وجدانهای بیداردرجهان را به‌ سوی خود جلب نمودند. حکومتهای منفعت طلب که‌منافعشان با دولت حاکم گره‌خورده‌بود، چشمانشان را درمقابل آن فاجعه‌ای انسانی بسته‌ و درنهایت تنها وجدانهای بیدار بودند که‌ به‌ همدردی با آن تراژدی پرداختند. در طی این سالهای اخیر و  با اعتصاب غذای زندانیان کرد، وباتوجه‌ به‌ اینکه‌ منافع حکومتها مانع بازنمودن همچون موضوعاتی است کردها دراین مقطع چشم به‌ همدردی و اقدام وجدانهای بیدار جامعه‌ ایران دوخته‌اند. علیرغم گذشت طولانی مدت   اعتصاب متاسفانه‌ همواره شاهد سکوت وجدانهای بیدار جامعه‌ای بودیم که به‌ غیرازیکی دو سایت معتبر کمترین بازتابی درمیان افکار عمومی ایرانیان نداشته‌ است.

درچند سال اخیر که‌ بحث برسر ضرورت فعالیتهای مدنی بوده‌ کردها علیرغم نگاه‌ امنیتی حکومت به‌ کردستان مهمترین نقش را ایفا نموده‌اند و هزینه‌های انسانی فراوانی رانیز متقبل شده‌است. توجه‌ به‌ همچون امری اندیشه‌ ایست که‌ دربطن جامعه‌ کردستان نیرومند است وتنها در مرز کردهای داخل ایران تعریف نمی شود. باید به‌ خاطر آورد که‌ هنگامیکه‌ فعالانی غیره کرد در زندانهای رژیم دست به اعتصاب غذا زده اند با حمایت گسترده تمام نهادهای حقوق بشری و احزاب سیاسی ایرانی گشته است و به عنوان نمونه از اعتصاب غذای آقای اکبر کنجی تا اعتصاب 12 فعال سیاسی زندان اوین که در مقابل در همواره نادیده گرفتن اخبار و بی توجهی به گزارشات اعتصاب غذای زندانیان کرد  که نباید ساده‌ازکنار همچون موضوعاتی گذشت و این بی تفاوتی را باید در ضعإ خرد ملی جستجو نمود.

مسئله‌ شکاف میان ایرانیها‌ معمائی حل نشدنی میان مردم عادی ونخبگان است که‌ بلای کنونی وآینده‌ کشور است این بی تفاوتی در همچون مقاطعی بیشترخودرانشان می دهد.در جوامع پویا حرکتهای اجتماعی هدفمند بی وقفه‌ درحرکتند .

متاسفانه‌ علیرغم اصالت کردها وایرانی اصل بودنشان که‌ ازخطبه‌های همیشگی است و نسخه‌پیچی بسیاری برای این ملت اصیل ـ به‌ قول بسیاری ـ از طرف ایرانیان پیچیده‌می شود و روی آوری به‌ فعالیتهای مدنی همیشه‌ از نصایح به‌کردها بوده‌ وهست، حال که‌ روش مبارزه‌مدنظرآنان از طرف کردها موردتوجه‌ قرار گرفته‌ وشاید پشتیبانی ازمسئله‌ اعتصاب زندانیان سیاسی نوعی همبستگی ملی را باخودداشته‌ باشد همین افراد وسازمانها حاضر به‌ اسم بردن از آن نیستند ویادربهترین حالت با نوشتن بیانیه‌ای درسایتها اکتفا نموده‌ که‌ دنبال کنندگان مسائل جاری و محافل سیاسی اجتماعی کردستان را که‌ با نگرانی نسبت به‌ سرنوشت زندانیان چشم دوخته‌اند گیج نموده‌است ریشه‌این بی تفاوتی وتناقضات راباید درکجاجستجونمودخود جای سوال است، درنگاه‌ تبعیض آمیزریشه‌ای ایرانیها نسبت به‌ قضیه‌ کردها و موجودی بنام انسان کرد؟ درک فعالیت مدنی تنها در سخن و ژست مدنی ؟ و یا ناتوانی درارتباط با سرنوشت کشورایران؟

امجد حسین پناهی

     پست الکترونیک: prmmkkurd@gmail.com