" براي حقوق بشر " دیدگاه آزاد
15/09/2010 Larger FontFont SizeSmaller Font ارسال خبر به دنباله ارسال خبر به بالاترین ارسال خبر به توییتر ارسال خبر به فیسبوک Bookmark and Share ارسال خبر به دوستان چاپ خبر
‌تقديم به حشمت الله طبرزدي ، محمد صديق کبودوند و تمامي آزادگان( سعید درخشندی)

" براي حقوق بشر "


 


 


تقديم به حشمت الله طبرزدي ، محمد صديق کبودوند و تمامي آزادگان


 فراموش شده ايران زمين، آنان که استوار بر سر پيمان خود مانده‌اند.


   


      روزگاري نه چندان دور متهمان سياسي و وجداني بيشماري بدون داشتن هيچگونه حقوقي و بر خلاف به اصطلاح قانون مجازات اسلامي! و آيين دادرسي! حاکميت ولايت فقيه، بصورت خودسرانه بازداشت و پس از بازداشت‌هاي طولاني مدت، محاکمه، مجرم شناخته شده و دوران محکوميت خود را در بدترين شرايط در زندانها سپري مي‌کردند. از کرد و فارس گرفته تا ترک و بلوچ و عرب، از فعال اجتماعي و حقوق بشر گرفته تا فعال سياسي و هويت طلب. در اين ميان انواع فشارها ، تضييقات و محروميتها در حق آنها و خانواده‌هايشان توسط نهادهاي امنيتي و قضايي روا داشته مي‌شد. عدم دسترسي به وکيل، نداشتن ملاقات، تحقير، تهديد، شکنجه‌هاي روحي و رواني، نبودن فرصت دفاع و رسيدگي عادلانه و منصفانه، عدم رعايت اصل فردي بودن جرم و مجازات، عدم رعايت و اجراي آيين‌نامه حداقلي و غير استاندارد زندان‌ها ،عدم تفکيک و طبقه‌بندي زندانيان بر اساس جرايم، محروميت دسترسي به کتاب و روزنامه، عدم دسترسي به پزشک، دارو و درمان، عدم رسيدگي به وضعيت زندانيان بيمار، شرايط بد بهداشتي و تغذيه‌اي و محروميت رفتن به مرخصي، همه و همه تنها بخشي از اين فشارها و نقض حقوق بود. همچنين کوچکترين امتياز و حقوقي را که براي ساير زندانيان با هر جرم و محکوميتي در نظر گرفته شده بود از اين زندانيان دريغ مي کردند.


     هر از گاهي فرياد تظلم خواهي و افشاگري اين اسيران به بيرون از زندانها مي‌رسيد؛ اما هيچ گوش شنوا و هيچگونه حساسيتي در کار نبود و البته بعضي از افراد و نهادهاي مدافع حقوق بشر در بيرون از زندان و بازداشتگاهها،  بيکار ننشسته و سرگرم گزينش از ميان اين اسيران و تفکيک آنها بر اساس ملاکهاي خودي و غير خودي مد نظر خود بودند. همزمان در درون زندانها و بازداشتگاهها، بازجويان نهادهاي امنيتي نوع عملکرد اين مدافعان حقوق بشر و برخورد چندگانه و تبعيض آميز آنها با مقوله حقوق بشر و دفاع از حقوق زندانيان را در جلسات بازجويي مانند پتک بر سر متهمان بي دفاع مي‌کوبيدند و از اين فرصت براي شکستن مقاومت اين بي پناهان بي ياور سود مي‌جستند. يکي از اين اسيران نقل مي‌کرد که در زمان بازجويي، بازجوي وي اشاره مي‌کرده به يکي از فعالين بنام حقوق بشر و مدافع حقوق زندانيان-  که از قضا در آن زمان پرونده‌اي مفتوح با اتهام مشابه داشته -  با اين مضمون که " اگر براي  آقاي ... تنها يک احضاريه ساده بفرستيم سر و صدا و فرياد « وا حقوق بشرا » ي  مدعيان حقوق بشر در داخل و خارج از کشور گوش فلک را کر خواهد کرد، اما در اينجا ما هر کار که بخواهيم با شما مي کنيم و آب از آب تکان نخواهد خورد". به اين ترتيب در يک سو فشار، تهديد، سلول انفرادي، شکنجه، انتقال، تبعيد، لغو ملاقات، گشايش پرونده جديد و البته با توجه به عدم حمايت و غير خودي بودن، ظلم و فشار مضاعف! بود و در سوي ديگر- در بيرون از زندان - اعطا و دريافت انواع و اقسام جوايز حقوق بشري با عناوين مختلف به خود ي‌ها و برساختن! قهرمان هاي خودي .


.... و اينچنين روز‌ها از پي هم مي گذشت تا اينکه با بازداشت رکسانا صابري به اتهام جاسوسي تمام نگاه‌ها متوجه وي گرديد. رييس جمهور وقت، دادستان، سخنگوي قوه قضاييه، صدا و سيماي حکومت، روزنامه‌هاي منتقد و اصلاح طلب، شبکه‌هاي ماهواره‌اي، همه و همه، شبانه روز از رکسانا مي‌گفتند. به عبارتي يکباره از قوه قضاييه رژيم گرفته تا فضاي حقوق بشري همه چيز «رکسانيزه » شد و در نهايت مجموعه اين تلاشها به آزادي نامبرده انجاميد .اين ماجرا اميدي در دل اسيران از ياد رفته بوجود آورد. اميد به اينکه شايد روزي اين تريبونها، سازمانها و دولتهاي مدافع حقوق بشر با  چنين حمايتها و برپايي چنين کمپين‌هايي، در قبال آنها نيز، بدين شکل عمل نمايند. اما  افسوس که اين آرزو نيز، خيالي بيش نبود و کماکان تمامي آن فشارها، محروميتها و نقض حقوق متهمان و زندانيان غير‌خودي، همچنان به قوت خود باقي و با شدت هر چه تمامتر ادامه داشت و باز هم کجا بود گوش شنوا.


     به انتخابات رياست جمهوري دهم مي‌رسيم و وقايع پس از آن و شکل گيري جنبش سبز. ماشين سرکوب و خشونت به راه افتاد و بسياري از فعالان اصلاح طلب و ديگر شهروندان ناراضي و معترض به تقلب در انتخابات دستگير و روانه بازداشتگاهها شدند ... . پس از چندي، برچيده شدن دادگاههاي نمايشي، آزادي بازداشت شدگان و خاتمه فشارها بر زندانيان و خانواده‌هاي آنان، از جمله خواستهاي اصلي نامزدهاي معترض به نتايج انتخابات گرديد. همزمان نامزدهاي معترض به تقلب در انتخابات ضمن پيگيري وضعيت بازداشت شدگان به ديدار خانواده‌هاي آنان رفته و ضمن دلجويي ، آنان را مورد حمايت خود قرار مي‌دادند؛ ولي باز هم تکرار همان قصه قديمي خودي و غيرخودي. بهر صورت، مدتي است از سوي آقايان کروبي و موسوي سخنان تازه‌اي شنيده مي‌شود که علي الظاهر نويد بخش نوعي تغيير است. اين دو، ضمن اعلام اينکه " جنبش سبز آحاد ملت و شهروندان را به خودي و غيرخودي تقسيم نمي‌کند ..." در رابطه برخورد حاکميت با زندانيان و متهمان، تاکيد کرده‌اند : " همه اين اتفاقات ناشی از سکوت در مقابل مظالم بوده است و براي جلوگيري و ختم روشهاي غيرقانوني و غيرشرعي بايد بدون توجه به عقايد و اتهامات افراد و گروههاي مختلف از حقوق آنها دفاع شود؛ چرا که رويه اسلامي، دفاع از حقوق مظلوم است، با هر گرايش و فکري ". با توجه به اين سخنان و اظهار نظرها، جاي بسي اميدواري است  که نگاه‌ها و رفتارهاي توأم با تبعيض و متناقض در حوزه حقوق بشر و در رابطه با زندانيان سياسي و وجداني تغيير کند. اسيران دربند، از ياد رفته و خانواده درد کشيده آنان، بي صبرانه در انتظار مشاهده اين تغيير در عرصه عمل هستند و البته نه براي خود بلکه « براي حقوق بشر».


                                                                                                                            سعيد درخشندي


 


 


 


 


 


     پست الکترونیک: prmmkkurd@gmail.com